خرید بک لینک

گفتم مادرم . گفت جانم

گفتم درد دارم . گفت به جانم

گفتم خسته ام . گفت پریشانم

گفتم گرسنه ام . گفت بخور از سهم نانم

گفتم کجا بخوابم . گفت به روی چشمانم

اما یک بار نگفتم مادر خوبم شادم !

همیشه از درد گفتم و از رنج

از تمام دلتنگی ها اشکها و شکایتها 

مادرم روحت شاد 

برچسب: نویسنده: مهسا احمدپور تاريخ: شنبه 4 تير 1401 ساعت: 19:38

دل کندن از دوست داشتن کسی که هیچ وقت او را نداشته ای درست مثل چشیدن "مرگ" است پیش از آنکه برایت اتفاق بیفتد ...

برچسب: نویسنده: مهسا احمدپور تاريخ: شنبه 4 تير 1401 ساعت: 19:38

همیشه که به شب یلدا میرسدم با یک ذوقی این ابیات و پست میکردم

بیا ماه من و یلدای من باش

شب بارانی دی ماه من باش

بیا زیاترین مجنون این شب 

یک عمری با من و لیلای من باش 

ولی خوب گذشت اونروزها و این ابیات هم فقط یادگاری در گوشه ذهنم جا گرفته ...

ارزوی موفقیت برای یکایکتون ...

برچسب: نویسنده: مهسا احمدپور تاريخ: شنبه 4 تير 1401 ساعت: 19:38

صفحه بندی